Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
از پژمرده شدن گلها برایم نگفتی  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387

 

چرا وقتی پرواز را به من آموختی...

سقوط را برایم معنا نکردی...؟

چراوقتی بادسته گل مهر میهمان قلبم شدی...

از پژمرده شدن گلها برایم نگفتی...؟

 

 

چرا وقتی دست دردستم نهادی...

از تنهایی آینده دستانم نگفتی...؟

چرا وقتی امیدم بودی...

از روزهای نا امیدی برایم نگفتی...؟

 

 

چرا وقتی عشقم شدی...

از مرگ قلبهای عاشق برایم نگفتی...؟

چرا وقتی کنارم بودی...

از ساعات تلخ جدائی برایم نگفتی...؟

 

 

تو نگفتی ونگفتی ونگفتی...

ولی با رفتنت...

تموم ناگفته ها را گفتی...

 

 

                                             تقدیم به زیباترین گل گلجان

قصـــه منـــو تو گلجان  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387

 

لحظ های بی تو بودن ٬مث لحظه های مرگه

قصـــه منـــو تو گلجان٬ قصه درخت و برگه

وقتی برگ از روی شاخه٬ خیلی آروم کنده میشه

بیچاره درخت از این غم ٬می سوزه از سر تا ریشه

 

 

وقتی برگ می افته رو خاک٬ میگه با غم به درخت

به یاد درد من نباش ٬فقط توی روزای سخت

می گه بهارو که دیدی٬ سلام مارم برسون

بگو اجل مهلت نداد٬ بازم بشینم توسالونک پیشتون

 

 

کابوس برگی که افتاد ٬یه زمستون با درخته

با خودش میگه خدایا ٬درد بی کسی چه سخته

یه زمستون یاد برگو٬ تو دلش نگه می داره

واسهء مرگ یه احساس ٬از چشاش بارون می باره

 

 

اما وقتی که تموم شد٬ فصل بی رحم زمستون

می شه رو درخت قصه٬ برگ نو رسیده مهمون

بی وفا یادش میره ٬اون همه یه رنگیشو

بهار سال قبلشو ٬اون همه قشنگیشو

 

 

یادش می ره تنگ غروب٬ وقتی که باد برگو می برد

تمام خاطراتشو ٬به شاخه های اون سپرد

حالا منم اون برگ خشک ٬تویی درخت بی وفا

بشنو صدای خش خشم٬ به زیر پای آدما

 

 

تقدیم به زیبا ترین گل دنیا گلجان

خواهرم گریه نکن  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1387

 

خواهرم گریه نکن برای رفتن داداش

داداشت داره میره به خونه آرزوهاش

خواهرم گر چه از این زمونه دلخونم ولی

تو دیگه رو زخم من با گریه هات نمک نپاش

خواهرم جای بدی نیست به خدا اینجا عزیز

فقط اینجا واسه من یه کم غریبه لحظه هاش

خواهرم هر جا باشم به یادتم حتی تو خاک

تو فقط برای من دعا بخون غمگین نباش

خواهرم گرچه خدا عشق منو ازم گرفت

می دونی تو عشقمی خدا تو رو داداه به جاش

خواهرم خوب می دونم نداری آرزویی جز

دیدن دوبارهء خنده رو لب های داداش

خواهرم منم دلم تنگه برات ٬ اما عزیز

این مشیت خداست کاری نمیشه کرد باهاش

خواهرم حجم سیاه و ساکت و سرد زمین

داره خاکم می کنه لحظه به لحظه با هواش

خواهرم بهت بگم همیشه بودی آرزوم

که توی گوشم بپیچه صوت زیبای صداش

خواهرم بگو تا وقتی بودم عاشقت بودم

حتی حالا زیر خاک منتظره چشام براش

          تقدیم به زیباترین عشق کره خاکی گلجان

غریبه توی غربت  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1387

 

غریبه توی غربت٬فقط خدارو داره

شبا به یاد گلجان٬چشاشو هم میزاره

غریبه توی غربت ٬لباش همیشه بسته است

غریبه توی غربت٬دلش غمگین و خسته است

غریبه توی غربت٬دل به کسی نمیده

چون تو دیار غربت٬هرگز وفا ندیده

غریبه توی غربت ٬یه همزبون نداره

تا تو غروب غربت٬ سر رو شونش بزاره

غریبه توی غربت٬چشاش در انتظاره

اما کسی نمیآد٬اون هیچ کسو نداره

غریبه توی غربت٬تنهاترین پرنده است

چیزی که قهره با اون٬حس قشنگ خنده است

غریبه توی غربت٬دلش میخواد بخنده

اما تا خنده میآد٬گریه راشو میبنده

غریبه توی غربت٬درد و غمه خوراکش

دل غریبه بد جور٬تنگه برای گلجان و خاکش

غریبه توی غربت٬از بی کسی میناله

میدونه تو اون دیار٬محبت یه خیاله

غریبه توی غربت٬نگاش به آسمونه

قدر گلجان رو حالا٬تو بی کسی میدونه

غریبه توی غربت٬تو دام غم اسیره

غریبه آرزوشه٬کنارگلجان بمیره

 

تقدیم به زیباترین عشقم گلجان

لحظه های تـلخ  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین ماه سال 1387

 

 

دیدمش از دور که میرفت اشک سردی تو چشاش بود

     اون نمی خواست بره اما زنجیـر اجبـار بــه پاش بود

         می شنیدم هق هقش رو کـه می گفت تــا فردا بـدرود


                 لحظه های تـلخ بــوده امـا  دل من منـتـظـرش بـــود


                        بــه سلامت ای همه کس می دونـم که بر میـگردی


                                می دونم دلت همـین جــاست از دلـم سفـرنکردی


                                          خیلی زود رفتنـه جاده امـا من اونـو می دیــدم


                                                       خـداحـافظ گفتـنـش روخیلی روشن میشنیدم

 

 

                                 تقدیم به عشق شیرین خودم گلجان

چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین ماه سال 1387

 

 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

 

 

تقدیم به آهوی زیبای بیابان دلم گلجان

من محکوم شدم به تنهایی...  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین ماه سال 1387

 

 

من محکوم شدم به تنهایی...

کوله بارم را به دستم دادی و مرا از جزیره قلبت تبعید کردی به

دوردست ها...

آنقدر دور که هوای برگشتن به سرم نزند...

تو برای مجازات کسی که نمی دانست مرتکب کدامین گناه بود

که مجازاتی این چنین سنگین برایش رقم زد نیازی نبود وامدار

این همه فاصله شوی...

 

 

شایداین من بودم که نمی دانستم درآستان قصر پادشاهی

قلبت صادقانه دوست داشتن جرم است و گناهی بزرگ...

نترس...سرزنشت نمی کنم...نای برگشتن را هم ندارم ...

همان یک ذره نیرو و توانی را هم که داشتم خرج دلتنگی هایم

کردم...

درست است ناعادلانه مجازاتم کردی... و در کمال بی انصافی و

نهایت دلبستگی مرا از خود راندی...

اما آیا می دانستی هنوز هم تویی آن پادشاه کلبه حقیرانه

قلبم؟؟؟؟

 

 

تقدیم به گل نازم گلجان

خسته شدم از بودن با خاطره هات  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین ماه سال 1387

 

تا کی ؟ تا کی می خوای اومدنت رو پشت روزها و هفته های تقویم  قایم کنی ؟ تا کی

می خوای واسه بودنت واسه اومدنت بارون رو بهونه کنی؟ بس نیست ؟

 این همه از تو گفتن بس نیست ؟تا کی باید از تو بنویسم ؟

 خسته شدم ... خسته شدم از بودن با خاطره هات...خاطره هایی که مال من نیست و

در من غوطه ور شده...امشب می خوام دستات رو تو دست مهتاب بذارم ...

 امشب میخوام دیگه نباشم و دلم رو بسپرم به آسمون...وقتی واژه هام در برابر تو کم میارن

 دلم دیگه حرفی واسه گفتن نداره ...دلم آروم شده آروم تر از عمق نگاه تو...

دیگه وقت رفتنه...دل بیتابم رو کنار چشات جا میذارم و گم میشم تو همه ی بودن ها و رفتن ها...

همین جا کنار خاطره های نبودن تو و بودن و موندن من آخر دفتر

خاطراتم مهر پایان میزنم...حالا این تو و این خاطره های بارونی بودن خیالت

 

 

تقدیم به تک ستاره آسمان قلبم گلجان

 

....

 

آنقدربلندی  چاپ
تاریخ : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387
 

آنقدر...

آنقدربلندی

که دستم نمیرسد

از جیبهایت ترانه بردارم

آنقدر دوری

که نمیدانم

برای دیدنت

چند حادثه بمیرم

آنقدرپیدائی

که نمیدانم

در خواب کدام ستاره قطبی

گم ات کرده ام

با این همه

حرف نیامدنت که می شود

باران را

ورق میزنم

که بیائی

 

 

تقدیم به زیبای قلبم گلجان

عشق شیرین نه حدیثی است که پنهان ماند  چاپ
تاریخ : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387

 

مشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست

 

یا شب و روز به جز فکره توام کاری هست

 

 

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

 

که به هر حلقه ی مویت گرفتاری هست

 

 

هر که گوید که مرا با تو سر و کاری نیست

 

در و دیوار گواهی بدهد که اری هست

 

 

هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید

 

تا ندیدست تورا بر منش انکاری هست

 

 

صبر بر جور قریب چه کنم گر نکنم

 

همه دانند که در صحبت گل خاری هست

 

 

نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس

 

که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

 

 

همه را هست همین داغ محبت که مراست

 

که نه من مستم و ، در دور تو هشیاری هست؟!

 

باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد

 

آب هر طیب که در طبله ی عطاری هست

 

 

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود

 

جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست

 

 

من از این دلق مرقع به در آیم روزی

 

تا همه خلق ببینند که زناری هست

 

 

عشق شیرین نه حدیثی است که پنهان ماند

 

داستانی ست که بر هر سر بازاری هست

 

تقدیم به زیباترین عشقم گلجان

 

آخرین عشق  چاپ
تاریخ : سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387

 

آخرین عشق

 

 

 

 

عشق تو ترانه سازه

مثل خونه توی رگ ها

عشق تو رنگ جنونه

مثل جوون رویه لب هام

عشق تو مثل ستاره

می درخشه توی شب هام

 

مثل گرما می مونه

کم میاره سردیه دستام

عشق تو ترانه سازه

مثل خونه توی رگ ها

عشق تو رنگ جنونه

مثل جوون رویه لب هام

رنگ چشات رنگ خوابه

عشق و مستی تو سکوت

رنگ خستگی ز رفتن تویه دشت برهوته

تنها چشاماتو سپردم

تا ابد به قاب ذهنم

تا بمونه تا همیشه

کنج پس کوچه فکرم

توئی که صدای قلبت

 

همیشه تو خاطرم هست

توئی که ندای قلبت

تو خلیج باورم هست

آخرین لحظه دیدار قلبتو به من سپردی

گفتی باشه پیشت اما

دله مجنونم و بردی

گفتی هرگز کم نمیشه عشقمون از این جدایی

نیستی اما کار هر روزمه

بگم گلم کجاییی!!!؟؟؟

 

 

                        تقدیم به شیرین ترین عشق کره زمین گلجان

 

دلم برات تنگ شده عزیزم  چاپ
تاریخ : شنبه 24 فروردین ماه سال 1387

 

مهم نیست چقدر با هم فاصله داریم .مهم قلب من است که در هر تپش خود نام تو را در

 

 وجودم به جریان در می آورد و این زیباترین حسی ست که تا حالا تجربه نکرده بودم  و

 

 هر اتفاق زیبا یک بار رخ میدهد و اکنون اتفاق زیبای زندگی من  تویی

 

 

.یادم نرفته که بین ما سالها فاصله جا خوش کرده است .اگر دلش خوش است به ماندن

 

بگذار بماند چون میان قلب پاک تو  و این حس دوست داشتن تو، فاصله معنا ندارد

 

 

              تقدیم به زیباترین دهلیز های قلب گلجان وگلجانک

من بی تو هیچم  چاپ
تاریخ : جمعه 16 فروردین ماه سال 1387

من بی تو هیچم

من بی تو هیچم تو باورم نکن

خیسم ز گریه تنهاترم نکن

عاشق نبودم که با تو سر کنم

آتش نبودم خاکسترم نکن

اگه عاشقت نبودم اگه بی تو زنده بودم

تو بمون که بی تو غصه میخورم

اگه دل به تو نبستم اگه این منم که هستم

ولی از هوای گریه ات پُرم

اگه شکوه دارم از تو اگه بیقرارم از تو

تو بمون که آشیانه ام تویی

به هوایت ای ستاره به تو میرسم دوباره

اگه عاشقم بهانه ام تویی

دل کنده بودم از همزبونیَت 

پنهون نکردی از من نشونیَت

من پا کشیدم از عهد بسته ام

تو پا فشردی بر مهربونیت

اگه همزبون نبودم اگه مهربون نبودم

چه کنم دل این دلِ شکسته رو

اگه سرد و مرده بودم اگه پر نمی گشودم

به تو بستم این دو بال خسته رو...

تقدیم به زیباترین نفسم گلجان

خیلی وقته من تنهام  چاپ
تاریخ : سه شنبه 13 فروردین ماه سال 1387

 

خیلی وقته من تنهام********** اینجا شاهدن اشکام
هدیه واسه من نفرست********** من فقط تورو می خوام
مرده آرزوم خستم********** این دروغه که هستم
فکر نکن که آسونه********** فکر نکن که نشکستم

 

                  تقدیم به ریباترین گل گلستان دلم گلجان



 

من اگه نباشم  چاپ
تاریخ : یکشنبه 11 فروردین ماه سال 1387

 

من اگه نباشم

من نباشم کی تو رؤیا موهاتو نازمی کنه ، کی با بال های شکسته با تو پروازمی کنه؟؟

راست بگومن که نباشم اخمهای پیشونیت رو،کی میاد دونه دونه با حوصله بازمی کنه؟؟

من نباشم کی میاد نازِ نگاتو میخره ، کی میاد دنبال تو؛ تو رو تا خورشید ببره؟؟

کی میگه حق ها همیشه با توِ ، واسه ی خاطرِ توجون میده پشت پنجره؟؟

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته ، کی برات میمیره کی نمیشه خسته؟؟

کی تو رو میذاره روی دوتا چشماش ، کی اگه نباشی میگیره نفس هاش؟؟

من اگه نباشم  ، من اگه نباشم

 من نباشم کی تحمل میکنه کار تو رو، با رقیبی رفتن و اذیت ها و آزار تو رو؟؟

 تو خودت داورِ میدون شو بگو، کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو؟؟

من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی ، کی میاد سراغ ِ رؤیات تو شبهای مهتابی؟؟

کی بیداره تا تو خوابت ببره ، کی قایم میشه توی ِ ابرا که راحت بتابی؟؟

من اگه نباشم  ، من اگه نباشم

 

تقدیم به زیباترین صدف زیبای دلم گلجان

ای منتظر غمگین مشو  چاپ
تاریخ : جمعه 9 فروردین ماه سال 1387

 

ای منتظر غمگین مشو خوش روزگاری می رسد


یا درد غم طی می شود یا گلجانی  می رسد


ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل پیشه کن


این کشتی طوفان زده آخر کناری می رسد

                      تقدیم به زیباترین عشق زیبا گلجان

 

بی قرار توام  چاپ
تاریخ : جمعه 9 فروردین ماه سال 1387

 

 

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست


آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ ماهت که افتاده در آب


در دلم هستی وبین من و تو


فاصله هاست

 

 

                              تقدیم به زیباترین تک ستاره آسمان قلبم  گلجان